احمدی هسته ای، برو بخواب خسته ای
بچه سوسول حیا کن، برو خونه تون لالا کن
احمدی نژاد بیکاره، خونه اش سبزی می کاره
هاشمی کم آورده مترو را بند آورده
فلسطینو رها کن، فکری به حال ما کن
این مجموعه تنها بخش کوچکی از شعارهایی است که من جرات می کنم آنها را بنویسم، وگرنه شعارهایی مطرح می شد که معلوم بود از لیدرهای ستادها نیست و مردم خشمگین خودشان آنهارا تولید کرده اند.
در این میان رفتارهای عجیب دیگری هم دیده می شود. دخترها بدون واهمه ای در جلوی ماموران پلیس بدحجاب و گاه حتی بی حجاب هستند و هیچ اصراری بر اصلاح حجاب خود ندارند و در این میان ماموران پلیس تنها به فکر بازکردن راه برای رانندگان هستند.
چهره عصر تهران به شهر هرت می ماند: قانونی نیست و مهم تر اینکه برخلاف روزهای عادی چنین شهری مردم سر به زیر و دوان دوان به دنبال کار خود نیستند. دعواها به خیابان کشیده شده است. مردم دیگر برای سفرهای درون شهری بیرون نمی آیند. آنها اتفاقا می آیند تا در مرکز ترافیک شهری قفل شوند، بوق بزنند، صدای ضبط را بالا ببرند، شعار بدهند، با ماشین بغلی که عکس کاندیدای دیگری را روی ماشین دارد بحث کنند و بخندند، با دیدن کسی که پارچه همرنگ دارد خوشحال شوند و مانند دو آشنا برای هم دست تکان دهند و زنده با بگویند.
نکند اتفاقی در راه است.....