
«آیا
من خودخواه هستم» این عبارت، یکی از دیالوگهای «مسافرخانه سعادت» بود، وقتی که
دخترکی برخلاف میل پدرش میخواست در خوابگاه و درکنار دوستانش زندگی کند، نه در
خانهای که مخصوص او کرایه شده بود. به راستی آیا او خودخواه بود؟
1-آیا ما خودخواهیم، وقتی دلسوزی دیگران را برنمیتابیم و
بدون توجه به آنها به راه خود میرویم؟
2-آیا ما خودخواه هستیم، وقتی برای رسیدن به برنامهای که
برای آیندهمان داریم، باید آسایش خانوادهمان را به هم بزنیم؟
3-آیا خودخواهی است، اگر بخواهیم آینده را به گونهای
بچینیم که دیگران ناچار باشند جوری را بکشند که میتوانستند آن را تحمل نکنند؟
4-آیا اگر نخواهیم خود را موظف به خدمت به وطن کنیم،
خودخواهیم؟
5-آیا واقعا نباید در زندگی همانگونه رفتار کرد که خود میپسندیم؟
6-آیا در آخر این ما نیستیم که باید انتخاب کنیم که به کدام
سو میرویم؟
7-آیا جوانان انقلابی خودخواه بودند وقتی به رغم مخالفت
خانوادهشان به خیابانها ریختند و شکستند و سوزاندند و ریشه یک سلسله را
خشکاندند؟
8-آیا همان جوانان خودخواه بودند، وقتی با وجود اعتراضها
و مخالفتهای همسر و فرزند، لباس جنگ پوشیدند و کشتن یا کشتهشدن را انتخاب کردند؟
9-آیا من خودخواهم؟
سال قبل برادر مایکل که در ۱۹۸۹ مسلمان شده بود در هنگام بازگشت از حج کتابهایی را برای او سوغات آورد که او با خواندن آنها زیبایی و صلح را در اسلام یافت

منبع: تلگراف