تبليغاتX
:: پلکان ::
پلکان

نزدیک به یک هفته است که به سبب مشغله‌های جدید در بافق هستم و در خانه پدری. موقع پخش اخبار شبانه هر چند در کنار تلویزیون نیستم، اما معماری خانه‌های بافقی باعث می‌شود که در هر نقطه خانه که باشم، تولیدات خبری صدا و سیما را بشنوم. می‌دانیم که بحران اقتصادی آمریکا قند را در دل مسوولان ما آب کرده است و به همین دلیل آن‌قدر در این باره تحلیل کرده‌اند که تحلیل‌دانشان در حال پاره‌شدن است (با عرض معذرت، شما اگر بیش از حد نرمال به سخنان کسی فکر کنید، از ادبیات او تاثیر می‌پذیرید)

دیشب یک کارشناس اقتصادی در میان انبوه مباحثات عنوان کرد که خوشبختانه به خاطر آنکه بانک‌های ما در اقتصاد کشورهای دیگر نفوذی ندارند و از طرف دیگر بانک‌های خارجی هم در اقتصاد ایران وارد نشده‌اند، اقتصاد ما از این بحران کشنده صدمه‌ای ندیده است. لابد باید خوشحال باشیم که با هیچ بانک اجنبی ارتباط نداریم و بنابراین این اقتصاد پویا و شکوفا و سرپا همچنان بی‌رقیب در حال تاخت است. از نظر این‌گونه افراد و اصولا آدم‌های دیگری که مخاطبان خود را انسان‌هایی نفهم فرض می‌کنند، برای اینکه از مضرات بحران احتمالی در دیگر کشورها در امان باشیم، لازم است که اصلا صورت مساله را پاک کنیم و هر نوع ارتباط را منتفی کنیم، به همین سادگی.

من البته از علم اقتصاد درکی ندارم، اما چند نکته به ذهنم رسید که قضاوت در مورد آنها را به شما واگذار می‌کنم:

1-برای هر کارخانه در هر لحظه احتمال ورشکستگی وجود دارد. هر لحظه ممکن است رقیب قدرتمندی در زمینه فعالیت آن پیدا شود و در اندک‌زمانی بازار را از آن خود کند، این برای یک کارخانه یعنی ورشکستگی. من به مانند این تحلیل‌گر برای کارخانه‌داران پیشنهادی دارم: از آنجا که در امر کارخانه‌داری، هر آن احتمال ضرر وجود دارد، چه بهتر که کارخانه خود را تعطیل کنند، کارکنان خود را اخراج کنند و پول خود را در عرصه پول‌سازی مانند گلدکوئیست به کار اندازند. اینطوری خیال‌شان از سود هم راحت است.

2-خشکسالی پدیده‌ای است که پس از یک دوره کوتاه یا بلندمدت، وقوع آن اجنتاب‌تاپذیر است و باید در زمانی حدود چهار یا پنج سال منتظر برداشت محصول نباشیم و تنها چشم‌انتظار پایان این دوره ماند. بنده به کشاورزان پیشنهاد می‌کنم از آنجا که در طول دوره کشاورزی خود لااقل یک‌بار طعم خشکسالی را می‌چشند، از این کار صرف‌نظر کنند و به جای کار روی زمین و تولید محصول زراعی، در اداره‌ای استخدام شوند و تا آخر عمر هم روزی دائمی داشته باشند و شکر پروردگار و دولت خدمتگزار کنند.

3-شبیه این دو پیشنهاد را می‌توان به هر نوع شغل تولیدی دیگر هم کرد.

4-پیشنهادی دارم برای تمام ایرانیان: پیشنهاد می‌کنم در انتخابات ریاست‌جمهوری سال آینده، دوباره آقای احمدی‌نژاد را انتخاب کنند و ایشان با عزم راسخ خودشان، در طول دوره چهارساله تمام میدان‌های نفتی ایران را کشف و بهره‌برداری کنند. از آن پس کافی است از هر ده نفر ایرانی تنها یک نفر در شرکت نفت و جهت استخراج نفت کار کند. نه نفر دیگر می‌توانند از پول فروش نفت بخورند و شکر پروردگار و دولت خدمتگزار کنند. اینطوری خسته هم نمی‌شوند. با این راهکار، اقتصاد ما سرحال و سرزنده به راه خود ادامه می‌دهد. گور بابای سرمایه‌داری و نقشه‌های پلیدش. سرمایه‌داری مگر آخرش به کجا می‌رسد؟ به همین اوضاع قاراش‌میش و بحران عظیم. ما البته می‌توانیم نفت‌مان را بفروشیم و به ریش مدعیان سرمایه‌داری بخندیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387   توسط عسکری  | 

صدای پای عدالت

پلکان - صدای پای عدالت

عکس: مهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387   توسط عسکری  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387   توسط عسکری  | 

گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو در مجموعه دروغها

پلکان - گلشیفته فراهانی و لئوناردو دی کاپریو در جمع دروغ ها

عکس: فرارو

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387   توسط عسکری  | 

اطلاعیه های رادیویی زمان جنگ را از اینجا دانلود کنید.

پلکان - تصاویر جنگ در سطح شهر

اطلاعیه های رادیویی زمان جنگ را از اینجا دانلود کنید.

عکس: فارس

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387   توسط عسکری  | 
دیشب که در حیاط مسجد دانشگاه به جماعت شب زنده دار با ترکیب لباس، مدل مو، سبک پوشش و خلاصه فرهنگ متفاوت نگاه می کردم، به ذهنم رسید که در این زمانه آیا می توان مسلمان بود و لیبرال نبود؟

پلکان - اسلام و لیبرالیسم (مراسم شب قدر)

عکس: فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387   توسط عسکری  | 

دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف

پلکان - دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف

استاد دانشگاه صنعتی شریف

پلکان - استاد دانشگاه صنعتی شریف

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387   توسط عسکری  | 

آنچه که خداوند به ما فرمان داده و آنچه ما انجام می‌دهیم چقدر برابری دارند؟ آیا به راستی ما همانی را انجام می‌دهیم که خدا از ما می‌خواهد؟ آیا می‌توان گفت که ما پیروان واقعی کامل‌ترین دین موجود هستیم؟

 قرآن، کتاب رسم زندگی در خانه‌مان خاک می‌خورد، در حالی که برنامه‌های دعاخوانی ما رواج عجیبی دارد؛

تاوان دزدی را قطع دست می‌دانیم، در حالی که خود با کم‌کاری و استفاده از اموال دولتی برای انجام امور شخصی خود، هر روزه در حال دزدی هستیم؛

روز خود را با انداختن پولی در صندوق صدقه دولتی آغاز می‌کنیم، در حالی که در همسایگی ما مستحق‌های این صدقه فراوانند؛

بهشت زیر پای مادران ماست، اما مادران ما تنها حق دارند که یا فرمان‌های همسرشان را اطاعت کنند یا... (در حقیقت انتخاب دیگری وجود ندارد)؛

روزه می‌گیریم تا لااقل در دوره‌ای از سال، درد مردمانی را که در تمام سال گرسنه هستند درک کنیم، اما از همان صبح علی‌الطلوع می‌نالیم از اینکه گرسنه هستیم و برای رسیدن افطار لحظه‌شماری می‌کنیم؛

از میان جبر و اختیار، قاطعانه معتقدیم که انسان دارای اختیار است، اما به دیگران تنها اختیار می‌دهیم که مانند ما فکر کنند و عمل کنند و حرف بزنند و در غیر این صورت کافر هستند و لایق مجازات؛

رابطه جنسی دختر بازیگر را با دوست‌پسرش عین بی‌شرمی و بی‌حیایی می‌دانیم، اما با صبر و حوصله تمام می‌نشینیم و آن را با ولع تماشا می‌کنیم، انگار که بهترین فیلم سال را می‌بینیم؛

پیامبرمان، پیامبر رحمت بود و مهربانی؛ آیا می‌توان مهربانی را در چهره ما دید؛

از بزرگان دینمان آموختیم که اول دیگران را دعا کنیم و سپس خود را، در حالی که خود معتقدیم مرگ خوب است اما برای همسایه؛

از تقلب یک مدیر دولتی فریادمان به آسمان است، اما از تمام دوستان و خویشاوندان انتظار داریم خدمات دولتی حوزه کاری خودشان را در حق ما سریع‌تر و بدون نوبت انجام دهند؛

به راستی، کدام یک بهشتی‌تر هستند: ما مسلمانان  یا کافرانی که در ممالک دیگر (لااقل به زور قانون) به اخلاق پایبندی بیشتری دارند؟؟

 

شهر ياران بود و خاک مهربانان اين ديار
مهربانی کی سر آمد شهرياران را چه شد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387   توسط عسکری  |