جمله بی قراریت از طلب قرار توست
طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت
نصرالله چه کرده که دخترکان بی حجاب هم برایش هورا می کشند،ای کاش آنکه مرید رهبران ایرانی است، به مرادهایش می گفت که چه کرده!
آزادی اسرای لبنانی از زندان های اسرائیل

عکس: پرس تی وی
شب که جهان است پر از لولیا
بیند مریخ که بزم است و عیش
ماه فشاند پر خود چون خروس
دیده غماز بدوزد فلک
خفته گروهی و گروهی به صید
پنج و شش است امشب مهره قمار
جام بقا گیر و بهل جام خواب
ساقی باقی است خوش و عاشقان
زهر از آن دست کریمش بنوش
شبهای احیاء ماه رمضان پارسال، مهندس سحابی در حسینیه ارشاد سخنرانیی داشت با موضوع
«علی تنهاست» موضوع صحبت او این بود که اگر سی چهل سال پیش به واسطه حکومت جور شاهنشاهی و فساد دربار، علی تنها بود، امروز هم که مذهبیون مدعی پیروی علی در راس حکومتند علی را تنها میبینیم.
دیروز مطلب فوقالعادهای از ابراهیم نبوی خواندم در مورد همین مدعیان: «زنده باد مردانی که حیثیت امام شان را که هزار بار گفته اند در خفا و در نهان به فقرا چیزی می داد تا آنان شرم نکنند، حیثیت امام علی را به دو روز دولت بی عرضه بی کفایتی می فروشند تا بچه ها با چشم خودشان ببینند و باور کنند که تمام آن افسانه ها دروغ بود.»
این موضوع هر چند در مورد دولتیان درست است، اما ما مردمان نیز از این قافله عقب نماندهایم. از دیروز مدام پیامکهایی میرسد که تنها ابزارشان برای تبریک روز ولادت امام علی، شعری سرشار از اغراق و گندهگوییهای دروغ است. به نام «نهجالبلاغه» دقت کنید؛ اگر بلاغت از سخنان اماممان میبارد، چرا جملهای از این جملات ناب را برای هم نمیفرستیم تا حداقل این پیامکمان پیامی هم داشته باشد و دروغ صرف نباشد؛
چرا دلخوش به آنیم که ارادت خود را با پیامی پر از حرفهای اینچنینی میزنیم؛ چرا؟ با این همه ادعای حب علی، چقدر از منشور اخلاقی او میدانیم و چقدر این الگوی ناب دستنیافتنی بیعیب را در زندگی روزمرهمان دخالت میدهیم؟
میلاد حضرتش مبارک، اما علی تنهاست!
عکس: مهر
پی نوشت: شاید نوشتن این مطلب در روز عید مناسبتی نداشت٬ معذرت بابت این مساله!
اقامه نماز به شیوه اهل تسنن
لینک دانلود: قالب mp4
این نوشته ای است از سید ابراهیم نبوی
زنده باد مردانی که مانند مولای شان علی وقتی می خواهند به فقرا کمک کنند، شبها نانی در دست
می گیرند و چهره پنهان می کنند تا فقرا از فقر خود خجالت نکشند. زنده باد آقای وزیر پیرو عدل علی که چنین به فکر فقرا هستید.
زنده باد خدمتگذاران ملت که دخترکان معصوم و فقیر را جلوی دوربین به صف می کشند تا وزیری بسته هزارتومانی را به دست بگیرد و وقتی عکاس شروع کرد به عکاسی کردن، با لبخندی که به زور روی لب هایش ماسیده است، پول بدهد به بچه ها و مدیر موسسه به بچه ها بگوید: بچه ها لبخند بزنید، دارند عکس می گیرند. لبخند بزنید تا آقای وزیر نشان بدهد که تا چه حد فرزندان ایران زمین را دوست می دارد.
زنده باد مدیران عزیزی که دخترکان معصوم رها شده در خیابان ها را به خانه های اخلاق و انصاف می آورند تا به جای اینکه آنان به خودفروشی بیفتند، جلوی دوربین های وقیح و کثیف تبلیغات پوپولیستی و احمقانه دولتی که بوی لجن می دهد، به آنها پول بدهند و برای خودشان آدم بخرند.
زنده باد دولت عزیزی که برای سربلندی ملت همه کار می کند، همه تلاشش را می کند تا مردم را به بردگانی تبدیل کند که مستقیما و جلوی دوربین از دولت پول می گیرند. زنده باد سوسیالیزم احمدی نژادی که جهان را تکان داده است.
و زنده باد مردانی که حیثیت امام شان را که هزار بار گفته اند در خفا و در نهان به فقرا چیزی می داد تا آنان شرم نکنند، حیثیت امام علی را به دو روز دولت بی عرضه بی کفایتی می فروشند تا بچه ها با چشم خودشان ببینند و باور کنند که تمام آن افسانه ها دروغ بود.
ایستادم، آقای وزیر آمد، به هر کدام مان یک هزار تومانی دادند، خانوم مدیر گفت هر وقت پول دست تون دادند و عکاس عکس گرفت لبخند بزنید. ولی من خجالت می کشیدم. توی خیابون وقتی گدایی می کردیم کسی ازمون عکس نمی گرفت. راستی آقای عکاس! این عکس ها رو کجا چاپ می کنین؟
آقای وزیر! چه می کنید با این ملت؟
آقای وزیر! ما که دین نداریم. لااقل بگذارید فکر کنیم علی آزاده بود.
آقای وزیر ما که می دانیم عدالت شما دروغ است و جز برای دوربین کاری نمی کنید، لااقل بگذارید فکر کنیم امام تان مثل شما دروغگو نبود.
آقای وزیر! ما که می دانیم فقیریم و اگر از اینجا بیرون مان کنند، شب را باید زیر یک گردن کلفت بخوابیم و دو سال بعد هم بفروشندمان به یک جاکش رسمی، لااقل حالا بگذارید در همین جا در بدبختی مان بمانیم، چرا عکس مان را می گیرید؟
نگذارید بچه ها شک کنند که خوبی مرده است.
عکس: ایسنا
آنکس که زمين و چرخ افلاک نهاد
بس داغ که او بر دل غمناک نهاد
بسيار لب چو لعل و زلفين چو مشک
در طبل زمين و حقه خاک نهاد
ای بس که نباشیم و جهان خواهد بود
نی نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زين پيش بوديم و نبد هیچ خلل
زين پس چو نباشيم همان خواهد بود
ياران موافق همه از دست شدند
در پای اجل يکانیکان پست شدند
بودیم به یک شراب در مجلس عمر
یک دور ز ما پیشترَک مست شدند
گویند بهشت و حور عین خواهد بود
وآنجا می ناب و انگبین خواهد بود
گر ما می و معشوقه گزیدیم چه باک
آخر نه به عاقبت همین خواهد بود
خبام
موتورسواران!

احمدی نژاد و فرمانده آمریکایی که می خواست با او عکس بگیرد
پیوند دانلود: قالب mp4
نیویورک تایمز مدعی است در مانور اخیر ایران٬ یکی از موشک ها پرتاب نشده و به همین دلیل سپاه ایران مجبور به دستکاری عکس های پرتاب شده است. دلیل ادعای آنها هم این است که قسمت های قرمز این عکس دقیقا از قسمت های نارنجی کپی شده است
هرچند خبرگزاری بی بی سی به صحت این ادعا تردید دارد و به همین دلیل این عکس را از خبر خود حذف کرده است

منبع خبر: نیویورک تایمز
این حادثه تلخ قلب مرا جریحه دار کرد
روزنامه سلام با این تیتر توقیف شد

و دادگاه روزنامه

حمیدرضا ترقی، درویش زاده، احمدی نژاد و کامران دانشجو
عکس: وبلاگ کریم ارغنده پور و رجانیوز
تا چند عمر در هوس و آرزو رود ای کاش این نفس که برآمد فرو رود
مهمانسراست خانهی دنیا که اندرو یک روز این بیامد و یک روز آن رود
بر کام دل به گردش ایام دل مبند کین چرخ کجمدار نه بر آرزو رود
از بهر دفع غم به کسی گر بری پناه هم غم به جای ماند و هم آبرو رود
کردیم هر گناهی و از کرده غافلیم ای وای اگر حدیث گنه روبرو رود
امروز رو نکرد به درگاه حق سنا فردا به سوی درگه او با چه رو رود
جلال الدین همایی (سنا)
بگذار سر به سينه من تا که بشنوي آهنگ اشتياق دلي دردمند را
شايد که بيش از اين نپسندي به کارعشق آزار اين رميده سردر کمند را
بگذار سر به سينه من تا بگويمت اندوه چيست عشق کدام است غم کجاست
بگذار تا بگويمت اين مرغ خسته جان عمريست در هواي تو از آشيان جداست
بگذار تا ببوسمت اي نوشخند صبح بگذار تا بنوشمت اي چشمه شراب
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند خورشيد آرزوي مني گرمتر بتاب
دلتنگم آنچنانکه اگر بينمت به کام خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شايد که جاودانه بماني کنار من اي نازنين که هيچ وفا نيست با منت
فریدون مشیری
تراکتور

انگار همه ارکان نظام با لبخندی بر لب در حال بازگشت محترمانه به دهه شصت هستند.
افتاد
آنسان که برگ
- آن اتفاق زرد-
می افتد
افتاد
آنسان که مرگ
- آن اتفاق سرد- می افتد
اما
او سبز بود و گرم که
افتاد
قیصر امین پور
پی نوشت: این روزها خانواده های زیادی در بافق عذادار عزیزانشان هستند. تسلیت به آنها و آرزوی رحمت برای همه رفتگان!
مرگ بیش از ۲۹ نفر از مسافران بافقی کاروان زیارتی سوریه بر اثر خواب آلودگی راننده



وقتی دل سودایی میرفت به بستانها
گه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گل
ای مهر تو در دلها وی مهر تو بر لبها
تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم
تا خار غم عشقت آویخته در دامن
آن را که چنین دردی از پای دراندازد
گر در طلب رنجی ما را برسد شاید
هر تیر که در کیشست گر بر دل ریش آید
هر کو نظری دارد با یار کمان ابرو
گویند مگو سعدی چندین سخن از عشقش
سعدی
به نظر شما هاشمی در هنگام مواجهه با احمدی نژاد (که راست راست به چشمانش نگاه می کند و می خندد) چه احساسی دارد؟

عکس: فارس
احمدی نژاد در مراسم تقدیر از مادران نمونه و در هنگام تقدیر از همسر شهید مطهری، خود از سکو پایین آمد و هدیه او را داد.




عکسها: عکس فوری

پس از واقعه دانشگاه زنجان نوشتهای داشتم با عنوان: «سنگش به جای ماند و...» در آن نوشته ضمن آنکه از نفس افشاگری در این مورد استقبال کردم، انتشار و دستبهدست شدن فیلم آن را امری ناپسند دیدم. از آنجا که من، معاون دانشگاه را به دولت مرتبط دانستم (که همینطور هم هست) دوستان دوستدار دولت در این باره موضعگیری کردند و به صورت شفاهی و کتبی ناراحتی خود را از نظر من اعلام کردند. در این نوشته به به این اعتراضات میپردازم:
1-گفتهاند که این آقای معاون از دولت اصلاحات به این سمت رسیده است و بنابراین به نوعی منتسب به آن دولت است؛ من میپرسم «خب، که چه؟» مگر دولت اصلاحات مدیر فاسد نداشته است؟ اصلا چرا از احمدینژاد و خاتمی مثال بزنیم. مگر قنبر، غلام امام علی(ع) نبود و مگر او نبود که به فرد گناهکار، شلاقی بیش از حد تعیینشده زد؟ مشکل اینجا نیست که مدیر دولتی فاسد باشد؛ مدیران کدام دولت معصوم بودهاند؟ مشکل در نوع برخورد با این فساد است. آیا ما نیز به مانند امام علی(ع) که قنبر را به مجازات آن شلاق اضافه رساند، عمل میکنیم؟ مدیران خاتمی هم فاسد بودهاند، اما قطعا برخورد خاتمی برخورد سختگیرانهتری بوده است؛ خاتمی لااقل به خاطر فشار تیپ مذهبی مجبور به این کار بوده است؛ اما ببینید برخورد وزیر علوم این دولت با همین واقعه را که حتی پس از پخش فیلم در اینترنت هم اعلام میکند جرم محرز نیست. کدام جرم اثبات نشده است؟ مگر مهم است که تعرضی انجام شده یا نه؟ این نحوه برخورد است که اشکال دارد، برادر!
2-بلافاصله پس از آنکه احمدینژاد سکان دولت را در دست گرفت شروع به تصفیه سازمانهای دولتی از مدیران فاسدی کرد که 16سال مملکت را به تاراج برده بودند و نبود در عالم فاسدتر از آنها و از جمله سازمانهایی که به سرعت شاهد تغییر مدیران بودند، دانشگاهها بودند که درصد قابل توجهی از آنها تنها یک ماه پس از شروع به کار دولت و قبل از آغاز سال تحصیلی 85-84 به یکباره و بدون اطلاع قبلی با شوک تغییر مدیران مواجه شدند. سوال اینجا است که چرا این آقای معاون منتسب به دولت اصلاحات تصفیه نشد؟ چرا برخلاف آن همه رییس و معاون دانشگاه که به اشارهای عوض شدند، این آقا ماند؟ چطور تا دیروز که خبری فاش نشده بود این آقا خودی بود، حالا که فیلمش را همه دیدهایم شده مدیر اصلاحات؟
3-مساله مهمتر اما اینجا است که مشکل فقط در این یک پرونده خلاصه نشده است که اگر اینگونه بود من هم نمینوشتم که: «در جلسات رسمی خود، صندلی خالی برای جلوس امام زمان (عج) میگذارند،...» مگر همان سالی که از طرف رهبری به عنوان سال «پیامبر اعظم(ص)» نامگذاری شد، در قالب سوالات استخدامی آموزش و پرورش به پیامبر توهین نشد؛ واکنش وزیر آموزش و پرورش و مجلس همسو با دولت چه بود؟ مگر فیلم آقای رحیممشایی در مجلس رقص پخش نشد و مگر واکنش رییس دولت در قبال آن چه بود؟ آب از سر گذشته است، برادر! نمونه چه در این دولت و چه در دولتهای قبلی فراوان بوده است، اما در برابر همه آنها چه انجام شد؟ روسا و مدیران ارشد دولتهای قبلی که به گفته آقای رییسجمهور، خود فاسد بودهاند و از آنها انتظاری برای برخورد با فساد نمیرفته، این دولت چه کرده؟ دولتی که مدعی بازگشت به ارزشهای اسلامی و انقلابی است، در اینباره چه راهکار عملی اتخاذ کرده؟ آیا نمونهای جدی از برخورد با فساد در سطح مدیران ارشد وجود دارد؟
4-گفتهاند که قضیه صندلی خالی امام زمان که من در نوشتهام آوردهام تهمتی بیش نیست. دراینباره آقای آقاتهرانی در مصاحبه با روزنامه اعتماد پاسخی داده که البته از نظر من از نوع تکذیبهای سخنگوی دولت است که چند روز بعد ثابت میشود راست بوده. اما صادقانه میگویم که من مرجع سخن رییسجمهور در مورد صندلی امام زمان را نیافتم؛ دستهای من بالا، من تسلیمم. اما، به فرض که قضیه صندلی امام زمان(عج) دروغ باشد، آیا مشکل دولتیان حل میشود. این دروغ، مدیریت امام زمان که دروغ نیست٬ اینکه ۵۰۰۰تومان شدن برنج با مدیریت امام زمان بدست نمی آید که حرف من نیست٬ حرف آیت الله مهدوی کنی -بزرگ جامعه روحانیت مبارز- است٬ این را چی می کنید. هاله نور که دروغ نیست. نگاهی به نوشته چند روز پیش رییسجمهور بیاندازید و ببینید که چند بار منکران هاله نور را محکوم کرده است. من جمله «آنها که در جلسات رسمی خود، صندلی خالی برای جلوس امام زمان (عج) میگذارند،...» را با جمله «آنها که در اطراف خود هاله نور میبینند و منکران آن هاله را میرانند...» عوض میکنم؛ حالا جواب دهید: آنها که هاله نور میبینند چرا چنین مدیرانی را بر سر کار گماردهاند؟ چرا؟
آب از سر گذشته است، برادر! مشکل با ناراحتی شما و ساکتشدن من که حل نمیشود؛ من هم که ننویسم، به قول بهنود «جواني پيدا مي شود که بسياري از مضاميني را که لقلقه لسانمان شده است با موبايل ضبط مي کند و در يوتيوب مي گذارد» و آنوقت باید جوابش را داد.
لینک زیر٬ حاوی سخنرانی احمدی نژاد است که در آن از استقبال سرد رییس جمهور فرانسه از خاتمی و اینکه چقدر از این حادثه متاثر شده است یاد می کند. در این سخنرانی احمدی نژاد از پاسخ دولت نهم به این حرکت زشت فرانسوی ها می گوید:
سخنرانی احمدی نژاد در مورد استقبال سرد از خاتمی در فرانسه
عکس های زیر همان استقبال را نشان می دهد:


حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو وندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن وانگه بیا با عاشقان همخانه شو همخانه شو
رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی گر سوی مستان میروی مستانه شو مستانه شو
آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو
چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو
تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی چون قدر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
اندیشهات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد
قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دلهای ما
گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را
گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو