امروز در یکی از خیابان های تهران صحنه ای دیدم که الآن از اینکه از آن عکسی نگرفته ام پشیمانم. تصور کنید حدود ۳۰-۴۰ گوسفند کنار یکی از خیابان های ام القرای اسلام، خوابیده اند و منتظرند که آقای قصاب در انظار عموم سر آنها را ببرد، بعد آنها را آویزان کند و با کمال افتخار به سایر کارها بپردازد.
بهتر نیست برای یادکردن از گذشتگان در کنار سر بریدن گوسفند، کمی هم به کنترل نفس خود یپردازیم. همسایگان ما که مجبور نیستند، اثر این کارها را تحمل کنند.
عیدتان مبارک.
لینک اطلاعاتی در مورد شب یلدا:
شب چله، شب زايش خورشيد و آغاز سال نو ميترايی
هندوانه شب یلدا - نوش جان
لینک عکس: فارس
این جملات گفته های محمد علی دادخواه وكیل مدافع احسان منصوری، مجید توكلی و احمد قصابان است که در گفتگو با ایسنا از تبرئه موکلان از عمده اتهامات خبر می دهد. این دانشجویان به چهار ماه حبس محکوم شدند در حالی که حدود هشت ماه است که در زندان به سر می برند.
۱- بحث بر سر مقصر بودن یا نبودن این دانشجویان نیست. بحث بر سر این است که چطور سیستم قضایی این آزادترین کشور دنیا و مملکت امام زمان که نایب ایشان بر آن حکومت می کند، متهمی که مستحق چهار ماه زندان است را هشت ماه در زندان نگه می دارد، بدون آنکه کسی پاسخگوی فشارهای جسمی و روانی زندان در این چند ماهه باشد؟ بالاخره زندان که محیط سرشار از آرامش و آسایش که نیست.
۲-این دانشجویان در پی چاپ کاریکاتورهایی با موضوع زنان چادری، رهبری و... و مطالبی در مورد حجاب، علمای اسلام و... زندانی شدند. در اینکه این مطالب چاپ شده است و در اینکه چاپ این مطالب جرم است شکی نیست. تبرئه این دانشجویان به معنی این است که برای قاضی ثابت شده است که این اعمال کار این دانشجویان نبوده است. وگرنه قاضی حق بخشش چنین جرمی را ندارد چراکه به کل جامعه مربوط می شود و تنها شاکی خصوصی در این مساله مطرح نیست. چاپ این نشریات کار این دانشجویان نبوده است، سوال اینجا است که پس کار چه کسی بوده است؟ آیا قاضی از عاملان این کار اطلاع دارد؟؟؟؟؟؟
اعم و اخص
آیت الله توسلی، سید حسن خمینی، هاشمی رفسنجانی و آیت الله صانعی در جشنواره پژوهشگران برتر
لینک عکس: فارس
سه سال پیش در همین ایام روز دانشجو در جمع دانشجویان حاضر شد و انواع اتهام ها را از طرف داتنشجویان شنید و در جواب به اینکه «شما مرد عمل نبودید» گفت «امیدوارم رییس جمهور بعدی مرد عمل باشد». رییس جمهور فعلی البته طبق گفته آقای خاتمی چنان مرد عمل هست که گهگاه یکی باید کنترلش کند.
اینکه امروز دانشجویان به علت مشکلات شدید ناشی از دولت احمدی نژاد به خاتمی به عنوان یک فرد میانه رو روی آورند، به خودی خود بسیار مطلوب است چرا که همیشه میانه روی بر رادیکالیسم ارجح است. اما، اینجا یک سوال اساسی وجود دارد:
-آیا دانشجویانی که سه سال پس از حملات تند به خاتمی با سلام و صلوات به استقبال خاتمی آمدند، به خطوط قرمزی که خاتمی به آن پایبند است، وفادارند؟
-آیا جبهه مشارکت که یکی از منتقدان میانه روی خاتمی در دوره هشت ساله بود و الان با دو عضو شورای مرکزی (سید محمدرضا خاتمی و الهه کولایی) به استقبال می رود، به میانه روی خاتمی اعتقاد پیدا کرده یا تنها به دنبال استفاده از مقبولیت خاتمی است؟
خاتمی هر چه بود و هر چه کرد، پس از پایان دوره مسوولیتش از مقبولیت نیافتاد که برعکس، با ظهور دولت احمدی نژاد هر روز بر مقبولیتش افزوده شد. اگر امثال حسین شریعتمداری و فاطمه رجبی را کنار بگذاریم، تمام منتقدانی که هشت سال دولت خاتمی را بدون فایده می دانستند، امروز همان دولت بی فایده را بر دولت سراسر ضرر احمدی نژاد ترجیح می دهند.
آیا بنا است از این مقبولیت برای رسیدن به قدرت بهره برد یا واقعا گفتمان میانه روی را بر آرمان گرایی محض و تاختن بر اسب رادیکالیسم ارجح می دانیم. اگر قرار است روال تعامل با مردم و دستگاه های حکومتی مانند شورای نگهبان، قوه قضائیه و... همان باشد که بود، بهتر است مقبولیت و محبوبیت خاتمی را هدر ندهیم و آن را برای آیندگان ذخیره کنیم.
این چهره عصبانی از خاتمی را حتی در اوج بحران های دوره ریاست جمهوری هم از او ندیده بودیم.
لینک خبر سخنرانی:
نوروز: بازگشت باشكوه خاتمی به دانشگاه
ایسنا: گزارش سخنرانی خاتمی
لینک عکس: سرویس عکس ایسنا
منبع عکس:خبرگزاری فارس
نوشته های خانم رجبی قابل مقایسه با این افراد نیست، چرا که ایشان همسر الهام، عضو بلندپایه هیات دولت و مورد اعتماد رییس دولت است و طبیعتا به علت این ارتباط و وابستگی مستقیم باید وجهی از احتیاط در رفتار و گفتار ایشان دیده شود.
هیچ کس منکر کاستی های حکومت هشت ساله خاتمی نیست، اما اینکه ایشان به جرم افزایش آزادی های مدنی (که خواسته بیست و اندی میلیون نفر بوده است) آماج حملات و هتاکی ها و فحاشی ها قرار گیرد، قابل قبول هیچ انسان منصفی نیست.
این نوع حملات در این سطح و به فردی در حد و اندازه خاتمی که هنوز خاطره رفتار نیک و صداقتش به یاد مردم است، لااقل در تاریخ ۳۰ ساله جمهوری اسلامی به شکل مکتوب سابقه نداشته است. آنچه که خانم رجبی به عنوان نوشته های سایت خود در سطح اینترنت منتشر می کند را قبلا در تاکسی ها و محافل خانوادگی و از زبان مردم کوچه و بازار در مورد هاشمی رفسنجانی شنیده ایم، اما اینکه فردی در جهت سرکوب شخصیت فرد دیگری تا این اندازه بر ادبیات سخیف اصرار داشته باشد، بی سابقه است.
همه اینها در صورتی است که آقای خاتمی مطابق معمول هیچ عکس العملی در مورد حملات خانم رجبی نداشته است. اما یک سوال: اگر روزی یک نفر شناخته شده در سطح خانم رجبی، از ادبیات پرافتخار ایشان برای حمله به ایشان استفاده کند و بدون هیچ پروایی هر سخنی را به زبان آورد، عکس العمل ایشان چه خواهد بود؟ آیا ایشان تحمل تحمل هر نوع هتاکی و فحاشی را در هر قالبی دارند؟
مسلما کسی که تحمل شنیدن مطلبی را ندارد، حق استفاده از آن برای دیگران را هم ندارد.
و یک پیشنهاد: انسان انتظار ندارد هر حرفی که تنها می توان آن را از زبان راننده تاکسی ها شنید، در نوشته های کسی که همسر سخنگوی هیات دولت، وزیر دادگستری، رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا، استاد دانشگاه و... است، ببیند. البته احتمالا این هم از افتخارات طیف احمدی نژاد است که حرفی می زنیم که حرف مردم باشد......
سخنرانی رییس جمهور - خطاب منتقدان با لفظ بزغاله
فاطمه رجبی اولین بار با انتشار کتاب «احمدی نژاد معجزه هزاره سوم» در میان مردم شناخته شد. همسر مرد چندکاره هیات دولت بعدها، خاتمی را به جرم مسافرت به آمریکا (که از نظر ایشان جرم بزرگی است) مستحق لباس روحانیت ندانست و خواستار خلع لباس از مردی شد که حتی در زمانی که هیچ مسوولیت رسمی ندارد، مورد احترام و تکریم رسمی سران کشورها قرار می گیرد.
فاطمه رجبی در جریان سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا در مطلبی احمدی نژاد را سردار منتظران نامید و حتی بعد از دسته گل آقای رییس جمهور در تشبیه منتقدان دولت به بزغاله، در مطلب دیگری تحت عنوان حیف از بزغاله عنوان کرد که سخنان رییس جمهور کمتر از استحقاق این بزغاله ها است.
همسر غلامحسین الهام (وزیر دادگستری، سخنگوی هیات دولت، رییس ستاد مبارزه با قاچاق و...) پیش تر از ذکر کلمه «سید» در ابتدای نام خاتمی خودداری می کرد (لابد سیدبودن خاتمی از نظر ایشان که فرد باکرامتی هستند، محرز نیست) اما در آخرین پست وبلاگ، خانم رجبی یک گام اساسی نسبت به نوشته های قبلی جلوتر آمده و با بی پروایی تمام، به فحاشی مستقیم به خاتمی پرداخته است.
خاتمی یک روحانی و یک روحانی زاده است، در تحصیل علوم حوزوی به درجه اجتهاد رسیده است، سالها وزیر دولت هاشمی و مشاور رهبری بوده است، هشت سال رییس جمهور بوده است که در تمام این هشت سال با وجود تمام بحران هایی (که به قول خود خاتمی هر نه روز یک بحران وجود داشت) هیچ شکایتی از طرف دولت از رسانه های جناح خانم رجبی نبوده است، مورد احترام تمام سران کشورهای دنیا است(این عبارت بدون اغراق است، نمونه اش حضور رییس جمهور آمریکا در زمان سخنرانی خاتمی در سازمان ملل که از طرف طیف خانم رجبی به عنوان یکی از لکه های ننگ دولت خاتمی ثبت شده است) و...
هر کدام از اینها به تنهایی کافی است تا از خاتمی حتی در زمان نقد به نیکی نام ببریم. لااقل می توان در آوردن نام افراد، به گونه ای عمل کرد که به عنوان توهین برداشت نشود، اما بشنوید از گفته های خانم رجبی در مورد خاتمی: «در شهر مشهد به وسيله "دستهايي كه معلوم نيست از كدام آستين بيرون آمده" عكسهايي از خاتمي با زيرنويس "السلام عليك يا علي بن موسي الرضا عليهالسلام" مردم را از عابد شدن بعضيها به جاي خنده به گريه مياندازد، چرا كه "دين" و "شعور دينداران" توسط حراميان دينسوز به مسخره گرفته ميشود» منبع
خانم رجبی خود را عین دین می داند و بنابراین هر آنکس را که قبول نداشت، لابد حرامی است.
خشم خانم رجبی از برنامه های تبلیغاتی آقای خاتمی طبیعی است، اما این گونه فحاشی مستقیم به یک فرد شناخته شده و معتبر از طرف شخصی منتسب به دستگاه دولت است به چه معنی است؟