تبليغاتX
:: پلکان ::
پلکان
 

پلکان - جداناشدنی

عکس: A Man Called Old Fashion

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم مهر 1388   توسط عسکری  | 

پلکان - تنبل خان!

عکس: A Man Called Old Fashion

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388   توسط عسکری  | 
روزنامه اعتماد به یاد پرویز مشکاتیان نوشته هایی را از شفیعی کدکنی، صادق طباطبایی، احمد مسجدجامعی و... منتشر کرده است. این یادنامه را از اینجا بخوانید

پلکان - پرویز مشکاتیان

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388   توسط عسکری  | 
 تشییع پیکر مشکاتیان - تالار وحدت - حاضران نماینده وزیر را هو کردنددر مراسم تشییع پیکر پرویز مشکاتیان، اتفاقی رخ داد که تا به امروز سابقه​ای نداشته است یا لااقل می​توان گفت که من نشنیده​ بودم: سخنرانی معاون وزیر ارشاد و به عبارتی، نماینده دولت، با هوکردن و دست​زدن​های متوالی افراد حاضر در مراسم روبرو شد و علیرغم اینکه از آنها خواسته شد تا به احترام نجابت پرویز مشکاتیان سکوت کنند، اما آنها به حرف میزبان خود گوش نداده و به حرکت خود ادامه دادند.

واقعیت این است که دافعه میان هنرمندان ایرانی و سیاستمردان به سابقه سیاست​ورزی در دنیای مدرن است؛ یعنی از همان زمان که دولت متولی بخش فرهنگ شد؛ فرهنگ باید از فیلتر دولت رد می​شد. از همان روز، فرهنگیان ما سعی کردند از دنیای سیاست و سیاستمداران دوری کنند و برعکس کشوری مانند آمریکا که هنرمندان با افتخار سیاست​های دولت را نقد یا تحسین می​کنند، در ایران، هنرمندان کمتر در عرصه سیاست حاضر شدند.

اما، در این میان، دولت احمدی​نژاد داستان دیگری دارد؛ تقریبا در هیچ عرصه​ای از عرصه​های هنری، هنرمند سرشناسی نمی​یابید که از سیاست​های هنری آقای احمدی​نژاد و مدیران فرهنگی​اش دفاع کند، چراکه اصولا آنها اعتقادی به کار هنری ندارند؛ نگاهی به هنرمندانی که در برنامه​ها و مهمانی​های هنری احمدی​نژاد حاضر می​شوند، به خوبی بیانگر این مساله است: در بهترین حالت می​توان از جهانبخش سلطانی و فرج​الله سلحشور و مسعود ده​نمکی نام برد.

قصه پتج​شنبه معاون آقای وزیر هم از  همین​جا نشات می​گیرد. واقعیت این است که اگر پرویز مشکاتیان در همان ظهر پنج​شنبه زنده بود، محبوب همان آقای معاون نبود که هیچ، مغضوب او هم بود. واقعیت این است که گذشتگان این جماعت حاکم در دولت قبلی کاری برای مشکاتیان و رفقایش نکردند و اینها هم بنا ندارند کاری کنند. واقعیت این است که نه مشکاتیان در میان آن جماعت جایگاهی دارد و نه آن جماعت دولتی در میان دوستداران پرویز مشکاتیان. حضور معاون وزیر احمدی​نژاد در میان جماعت ساززن و خواننده و انتظار احترام از آنها مانند این است که خاتمی ناگهان به یکی از جلسات انصار حزب​الله وارد شود و انتظار مهمان​نوازی داشته باشد؛ به همان اندازه که این انتظاردر یک مدینه فاضله بیجا نیست، در جامعه ما بیجا است.

»پرویز مشکاتیان» آنقدر نام بزرگی است که انتظار حضور وزیر در مراسم تشییعش کمترین انتظار است؛ همین​که معاون وزیر به جای او می​آید نشان می​دهد که آقای وزیر هنوز نمی​داند که قرار است برای که​ها سیاست​گذاری کند و این یعنی که میان این دو طایفه فاصله​ها هست، همان که نشانه​اش را پنج​شنبه دیدیم. وزارت ارشاد تنها برای هنرمندی ارزش قائل است که مرده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم مهر 1388   توسط عسکری  | 
به این پلاکارد نگاه کنید:

پلکان - غلط در پلاکارد روز قدس

به ترجمه این پلاکارد هم نگاه کنید:

پلکان - غلط در پلاکارد روز قدس

«ولایت فقیه، رمز پیروزی» حزب موتلفه اسلامی

«Province of Jurist, The secret of victory» Islamic Motalefeh Party

در این ترجمه، چند اشکال جزئی و چند اشکال فاجعه وجود دارد:

1-اولین و بدترین اشکال ترجمه در ترجمه کلمه «ولایت» است. مسلما «ولایت» در اینجا به معنی سرپرستی است و سرپرستی قطعا به معنی Povince نیست. Province به معنی استان یا ایالت است. مترجم در اینجا «ولایت» به معنی سرپرستی را با «ولایت» به معنی استان و... (که سالها است منسوخ شده است) اشتباه گرفته است.

2-اشکال دوم در ترجمه «فقیه» است. ترجمه فقیه را من نمی‌دانم، ولی هر چه هست، Jurist نمی‌شود. Jurist به معنی حقوق‌دان می‌شود. Jurist از Jury گرفته می‌شود که به معنی هیات‌منصفه دادگاه است.

3-اشکال سوم در ترجمه «رمز» است. «رمز» در فارسی به دو معنی متضاد استفاده می‌شود: «قفل» و «کلید». وقتی شما روی چیزی رمز بگذارید، انگار قفل گذاشته‌اید (به عبارتی آن را غیرقابل‌دسترسی کرده‌اید) و وقتی شما رمز چیزی را بدانید، انگار کلید آن را دارید (به عبارتی وقتی رمز را دارید به آن رسیده‌اید). «رمز» در این عبارت به معنی کلید است، یعنی با وجود «ولایت فقیه» به پیروزی می‌رسید. اما، مترجم «رمز» را با معنی «قفل» ترجمه کرده‌ است. کلمه secret به  معنی رازی است که شما باید آن را حل کنید، یعنی چیزی که هنوز حل نشده است. پس، «the secret of victory» به معنی این است که شما روی پیروزی قفل گذاشته‌اید. مترجم می توانست از کلمه key استفاده کند.

4-اشکال چهارم در «حزب موتلفه اسلامی» است. اصولا در ترجمه، نباید نام‌ها را ترجمه کرد و در صورت ترجمه باید تمام قسمت‌ها ترجمه شود. ترجمه Islamic Motalefe مانند این است که جمهوری اسلامی را «Islamic Jomhouri» ترجمه کنیم. من معنی انگلیسی «موتلفه» را نمی‌دانم، ولی می‌توانستند به صورت «Motalefe-Eslami Party» ترجمه کنند

 عکس ها: فارس و فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388   توسط عسکری  | 

 

پلکان - پرویز مشکاتیان درگذشت

پرویز مشکاتیان درگذشت

عکس: وب سایت شخصی پرویز مشکاتیان

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388   توسط عسکری  | 

 

انسان محکوم به آزادی است

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388   توسط عسکری  | 
1984 جورج اورول را به تحریک علی خواندم؛ (کتاب را از اینجا دانلود کنید) قصه ای از یک جامعه خیالی که البته تاریخ نشان داده که می تواند واقعی هم باشد و چه بسا واقعیت های تلخ تری هم در آینده رخ دهد. فارغ از تمام ویژگی های این فضا، اصلی در میان اعضای حزب حاکم وجود دارد به نام «دوگانه باوری». دوگانه باوری به این معنی است که شما در یک آن دو رویداد متناقض و حتی متضاد را می بینید و باور می کنید. دوگانه باوری یعنی اینکه:
-تلویزیون مملکت (احتمالا ملی) در سالگرد وفات آیت الله طالقانی سخنرانی او را مدام پخش می کند، اما خانواده او حق برگزاری مراسم سالگردش را ندارند
-تلویزیون مملکت در همین روزها، سخنان آیت الله بهشتی را پخش می کند، اما همان روز پسرش را به جرم رفاقت با موسوی بازداشت می کنند
-کشور ما دموکرات ترین کشور دنیا است، اما در آن کسی حق اعتراض ندارد
-روزنامه های ما آزادترین رسانه های دنیا هستند، اما حق چاپ مطلبی از کروبی و موسوی ندارند
-ابطحی از درون زندان دامین جدید برای وبلگش می خرد، آن را آپدیت می کند و شرح روزهای خوش زندان می دهد، اما من آزاد جرات نوشتن ندارم
-همان ابطحی تصویری از سلولش در اوین نشان می دهد که من حسرت آن زندان عین بهشت را می خورم
-از نظر آقای احمدی نژاد، سالم ترین انتخابات پس از انقلاب را محصولی اجرا کرد، اما همین آقا دیگر نباید وزیر کشور باشد

و این یعنی ما هم لابد دوگانه ها را باور داریم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388   توسط عسکری  | 
اگر جان را خدا داده است، چرا باید تو بستانی....

تصنیف جدید شجریان با عنوان زبان آتش را از وبلاگ شجریانی ها دانلود کنید

 شعر (فریدون مشیری):

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار
تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان‌کن
ندارم جز زبان دل، دلی لبریز از مهر تو،
تو ای با دوستی دشمن!
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید
برادر گر که می‌خوانی مرا،
بنشین برادر وار

تفنگت را زمین بگذار،
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان‌کُش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟
اگر جان را  خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه، غفلت،
این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه
احوال حق‌گویی و حق‌جویی...
و حق با توست
ولی حق را ــ برادر جان ــ
به‌زور این زبان نافهم آتش‌بار
نباید جست...
اگر این بار شد  وجدان خواب
آلوده‌ات بیدار

تفنگت را زمین بگذار...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388   توسط عسکری  | 
آمار موسوي، کروبي و رضايي در مورد بيکاري درست بود
ديروز پرونده عبدالرضا شيخ الاسلامي روي ميز نماينده ها آمد. صلاح ديده شد مسوول دفتر احمدي نژاد وزارت کاريابي جوانان را در دست بگيرد. اما وقتي نماينده ها داشتند «وعده نامه» وزير پيشنهادي را مطالعه مي کردند به يک کشف بزرگ رسيدند. در برنامه شيخ الاسلامي آماري آمده بود که مي گفت ميرحسين موسوي، مهدي کروبي و محسن رضايي در مورد آمار بيکاري درست مي گفتند و اين محمود احمدي نژاد بوده که نمودارهاي بيکاري را جلوي رسانه ملي برخلاف واقعيت نشان مي داده؛ عبدالرضا شيخ الاسلامي حواسش نبود و در برنامه کاري اش آماري از بيکاري آورد که شبيه آمارهايي بود که رقباي احمدي نژاد در زمان مناظره ها ارائه داده بودند. احمدي نژاد مي گفت بيکاري را در اين چهار سال خيلي کاهش داده اما وزير پيشنهادي کارش که از قضا پيش از اين مسوول دفترش بوده و انتظار نمي رفت چنين کند، تمام صحبت هاي رئيس کابينه اش را زير سوال برد؛


باقی را از اینجا بخوانید:  روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388   توسط عسکری  | 

عکس زیر عکسی است که دیروز، روزنامه ایران از مراسم معارفه رییس جدید قوه قضاییه در صفحه اول گذاشته است. بنابراین، طبیعی است که در این عکس، هاشمی نباشد.

عکس روزنامه ایران از مراسم تودیع و معارفه رییس قوه قضاییه

عکس زیر هم عکسی است که روزنامه جام جم از این مراسم انتخاب کرده است. در این عکس نه تنها هاشمی هست که نشان داده شده که به به! همه خصومت ها فراموش شده و بحمدالله دیگر مشکلی نیست. مردم نگران نباشید.

عکس روزنامه جام جم از مراسم تودیع و معارفه رییس قوه قضاییه

عکس: فارس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388   توسط عسکری  | 
کروبی پاسخ ائمه جمعه را داد، مرتضوی پاسخ کروبی را.

اعتماد ملی توقیف شد، چون تا همین جا هم که توقیف نشده بود جای تعجب داشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388   توسط عسکری  | 

«هیچ رسانه​ای مستقل نیست» این را در مصاحبه یکی از روزنامه​نگاران ایرانی فعال در خبرگزاری​های خارجی دیدم. هیچ رسانه​ای درهیچ کجای دنیا نمی​تواند ادعا کند که کاملا و بدون در نظ گرفتن طرفین تمام دعواها و جنگ​های سراسر دنیا اخبار هر دو طرف را همانگونه که هست مخابره می​کند. این اشکال در کشورهای در حال توسعه و بدتر از آن عقب​مانده حادتر است. از آنجا که در چنین جامعه​ای جناح​های مقابل تفاوت​های ساختاری و اساسی دارند، رسانه​ها اصولا نمی​تواند درآن واحد اخبار هر دو سو را یکسان پوشش دهند. در جامعه ما، در بهترین حالت می​توان به روزنامه​های شرق و هم​میهن و هفته​نامه شهروند (در طیف اصلاح​طلب) و سایت تابناک (در طیف اصولگرا) می​رسیم که سمت و سوی آنها به یکی از دو جناح کاملا مشهود است.

از طرف دیگر، به همان میزان که مردم یک جامعه از آگاهی سیاسی کمتری بهره برده باشند، رسانه​های دولتی جولان بیشتری می​دهند. کافی است که مردم در چنین جامعه​ای به این رسانه​ها اعتماد هم داشته باشند. رسانه​های دولتی به واسطه امکانات سرشار خود می​توانند با هزینه پایین و در تیراژ بالا ارائه شوند و خوراک رسانه​ای اندک مخاطبان را فراهم کنند.

روزگار رسانه​های ما در این ایام انتخاباتی نیز چنین اوضاعی دارد؛ در حالی که روزنامه​های خصوصی علیرغم قیمت پانصد تومان با مشکلات فراوان روبرو هستند، روزنامه​های دولتی مانند کیهان، جام​جم، ایران و... با قیمت حدود صدتومان چاپ می​شوند و این اولین برگ برنده آنها است؛ ممیزی شدیدی که در روزهای پس از انتخابات تا حد پیشگیری از چاپ روزنامه​ها پیش رفت، تهدید و دستگیری روزنامه​نگارانی که در پی انعکاس وقایع شهرهای بزرگ بودند، مانور گسترده صداو سیما به عنوان رسانه​ای که به آسانی و با امکانات دولتی تادورافتاده​ترین روستاها رفته است، دستگیری مسوولان سایت​های اینترنتی در بعضی از ستادها و.. دلیل دیگری است بر مشکلاتی که بر سر راه آگاهی خلق شده است.

جولان رسانه​های دولتی و بخصوص صداوسیما در این فضا به صورت کاملا یکطرفه، عدم پوشش حضور صدها هزار معترض به انتخابات و پخش لورل و هاردی در همان ساعاتی که در درگیری​های دو طرف هموطنان زیادی کشته می​شدند، تنها با هدف آرام​جلوه​دادن فضای پس از انتخابات بود و طبیعی است که این جولان در شهرهای کوچک کاملا موفق بود. این موفقیت نشان داد که چرا حاکمان ما سالها است که با تاسیس شبکه​های تلویزیونی خصوصی و گسترش روزنامه​ها در خانه​های مردم مخالفند: آشنایی مردم با ابزار اطلاع​رسانی غیر از تلویزیون رسمی به معنی خروج کنترل در چنین شرایطی است.

آنچه مسلم است این است که در جامعه​ای که خبرنگاران فضول آزاد هستند و می​توانند بالا و پایین اخبار روز و رویدادهای گوشه و کنار شهر را پوشش دهند، مردم هم می​توانند با مشاهده تمام رویدادها از رسانه​های مخالف، شنیدن استدلال​های طیف​های مقابل و مقایسه آنها، خود انتخاب کنند که که راست می​گوید و قصه که دروغ است. قحطی چنین رسانه​هایی در فضای سیاسی ایران این فرصت را از مردم گرفته است. در این جو و در شرایطی که امکان ارائه ماوقع به مردم نیست، بازار شایعه داغ می​شود و در این میان همه گروه​ها متضرر می​شوند؛ آگاهی که نباشد، شایعه می​آید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388   توسط عسکری  | 
داشتم واکنش وبلاگ نویسان را به دادگاه (!) دیروز می خواندم. به یک نظر جالب رسیدم: گالیله هم اعتراف کرد زمین گرد نیست و نمی گردد اما ایمان داشت که می گردد.

در طول این مدت که این افراد در زندان بوده اند تقریبا هیچکدام از رفتارهای حاکمیت قانونی نبوده است: اینکه افرادی به جرم عضویت در ستاد دستگیر شوند، خانواده شان از آنها بی خبر باشد، وکیل شان حق ملاقات نداشته باشد، محل دقیق زندان آنها مشخص نباشد و... اما اینکه دادگاه یک زندانی (ولو جاسوس ولو قاتل ولو مفسد فی الارض) بدون حضور وکیل برگزار شود شاهکاری است که فقط از این جماعت برمی آید. رسیدگی به شکایت بدون حضور وکیل مثل یک فیلم طنز می ماند. اینها ژس وکیل را برای چه گرفته اند؟

نکته بعدی در مورد اعترافات است: وقتی ابطحی اعتراف کند که اگر اعتراف نمی کردیم یک ماه دیگر هم زندان بودیم خود نشان می دهد که این اعترافات چه کسی است.

به گمان تاریخ جمهوری اسلامی از دیروز وارد فاز جدیدی شده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388   توسط عسکری  | 
جبهه مشارکت ايران اسلامي ديروز با صدور بيانيه يي درباره اولين جلسه دادگاه بازداشت شدگان حوادث اخير کشور، کيفرخواست صادره توسط مدعي العموم و اعتراف هاي بيان شده در طول جلسه دادگاه را غيرواقعي، غيرحقوقي و غيرمستند ارزيابي کرد.اين تشکل اصلاح طلب در بررسي متن کيفرخواست قرائت شده عنوان کرد؛ «انتظار مي رفت متن دادخواست مدعي العموم جدي تر و قابل تامل باشد ولي آنچه ارائه شد شبيه بيانيه بود. آنها به قدري در تهيه اين دادخواست، شتابزده عمل کرده اند که در تشخيص اعضاي شوراي مرکزي جبهه مشارکت که به راحتي در سايت ها قابل جست و جوست، خطا کرده اند و به عنوان نمونه آقاي دکتر تاجيک رئيس محترم دفتر مطالعات استراتژيک در دوران رياست جمهوري آقاي خاتمي را عضو شوراي مرکزي جبهه مشارکت خوانده اند ، متاسفانه در اين متن سياسي و غيرحقوقي و غيرمستند، تحليل هاي ارائه شده نيز دقتي در همين حد دارد.»مشارکت در ادامه با اشاره به اينکه در کيفرخواست، براي اثبات ادعاي انقلاب مخملين کشور و نظام جمهوري اسلامي ايران با کشورهاي سوسياليستي مقايسه شده است، مي افزايد؛ «در بخش ديگر اين متن از هدف برخورد با احزاب و گروه هاي اصلاح طلب و نيز تشکل هاي مستقل غيردولتي پرده برداشته شده است چنان که آنها بر اساس اسناد جمع آوري شده به نقل از سند تاملات راهبردي سياسي - تشکيلاتي که به اشتباه در دادخواست «سند تعاملات راهبردي سياسي - تشکيلاتي» ناميده شده، آورده اند؛ «در مرحله نخست حضور در نهادهاي رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و شوراهاي شهر و روستا و در مرحله بعد مجلس خبرگان نهادهاي مناسب تري براي حضور طرفداران مردم سالاري مي باشند.» حال بايد از آقاياني که پس از 50 روز بگير و ببند اين دادخواست را تنظيم کرده اند، پرسيد مگر برنامه ريزي يک حزب قانوني براي کسب قدرت و ورود به نهادهاي انتخاباتي از طريق راي مردم جرم است يا قرار است احزاب را هم تنها به عنوان مجيز گو و تاييدکننده چشم بسته همه رفتارهاي درست و غلط به رسميت بشناسيد ولا غير؟ يا در جايي ديگر به نقل از همين سند، اتخاذ استراتژي تبديل تهديدها و بحران هاي احتمالي به فرصت تثبيت و تقويت بعد مردم سالار نظام و چانه زني به جاي تشديد بحران و اغتشاش به عنوان مهم ترين راهبرد آرامش پايدار و زمينه حفظ وحدت واقعي در جامعه را ذنب لايغفري ذکر کرده ايد که جز خيانت نام ندارد؟ آيا آنها که بحران مي آفرينند تا جمهوريت نظام را به محاق ببرند، خادم هستند و آنهايي که پرهيز از بحران و تبديل آن را به مقوم رکن جمهوريت نظام دنبال مي کنند، خائن اند؟»در بخش ديگر بيانيه به اعتراف ها پرداخته شده و آمده است؛ «در مورد اعتراف هاي بيان شده از سوي جناب حجت الاسلام و المسلمين ابطحي در اين دادگاه نيز نگاه جبهه مشارکت همان است که پيشتر در بيانيه هاي متعدد خود درباره اين اعتراف سازي ها به کرات اشاره کرده است. از نظر ما ديدگاه هاي آقاي ابطحي درباره مسائلي که در دادگاه بيان کرد، همان است که در زمان آزادي خود در سايت شخصي خود و در مصاحبه ها و ارائه نظرات بدون فشار، بازجويي و انفرادي و ديگر تضييقات بيان کرده بود. همان طور که در موارد مشابه، ديگر اعتراف کنندگان پس از رهايي بر همان ديدگاه هاي سابق خود تاکيد کرده اند.» جبهه مشارکت ايران اسلامي در پايان درخواست کرده است؛ «با اميد به اينکه ادامه روند دادگاه، متفاوت از اين مسير باشد، خواهان آن هستيم که از اين پس امکان حضور بازداشت شدگان جريانات اخير در بين خانواده هاي خود فراهم شده و وکلاي آنها به راحتي به اسناد پرونده موکلان خود دست يابند.»
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388   توسط عسکری  | 

قصه بیست و دوم خرداد برندگان و بازندگان زیادی داشت، افسوس اما که جماعتی اندک برنده شدند و در مقابل خیل بازندگان بود. بدون شک می​توان بخش عمده​ای از سازمان​ها و نهادهای حکومتی را جزئی از لشکر بازندگان دانست؛ مصلحت​اندیشی حاکم بر این طیف باعث شد که این نهادها به صورت سلسله​وار یکی پس از دیگری به خطی روند که نتیجه آن بی​اعتمادی مردم نسبت به آن مجموعه بود؛ پس از پیام رهبری در ظهر بیست و سوم خرداد مبنی بر به رسمیت​شناختن پیروزی احمدی​نژاد، پیام​های تبریک روسای قوای مقننه و قضاییه پخش شد و سپس شورای نگهبان، نیروی انتظامی، سپاه، صدا و سیما و... دست در دست یکدیگر مسیری را رفتند که نه تنها بحران را کنترل و یا حتی تضعیف نکرد که دمیدن آنها در تنور خشم مردم سرانجام منجر شد بازنده بزرگ رونمایی شود: جمهوری اسلامی

باور این مساله سخت نیست که در این جنگ داخل شهر، نام و نشان نظام رنگ باخت. این ادعای من نیست؛ اندکی تامل در مواضع بزرگانی که انقلاب کردند (آنهایی که هنوز زنده هستند) مانند هاشمی، آیت​الله صانعی، آیت​الله موسوی اردبیلی و... فرزندان آنها  مانند فرزند شهید بهشتی، فرزندان شهید مطهری، نوه و خانواده امام، خانواده شهید رجایی، خانواده هاشمی، خانواده آیت​الله طالقانی، فرزند بازرگان و... نشان می​دهد که لااقل آنها برای رسیدن به چنین نظامی هزینه نداده​اند.

در قالب چنین نظامی و با نام جمهوری اسلامی، دسته​ای از سرشناس​ترین مخالفان تنها به جرم عضویت در ستاد انتخاباتی دستگیر شدند، خانواده آنها در بی​خبری محض به سر بردند و هیچ کس نگفت که آنها طبق قانونی که رفراندوم مردم آن را تایید کرده مجاز به داشتن وکیل هستند و خانواده آنها محق هستند که از سرنوشت و زنده یا مرده بودن آنها مطلع باشند؛ تمام جمعیت میلیونی حاضر در راهپیمایی​هایی که طبق قانون اساسی مجاز است قانون​شکن و مشتی خس و خاشاک نامیده شدند، همان​ها که تا پیش از تجمعات ملت حماسه​آفرین بودند؛ کسانی با مصونیت کامل و بدون دلهره به روی این جمعیت تیر کشیدند که طبق قانون مجاز به حمل اسلحه نیستند؛  عمده سایت​ها و رسانه​های طرفدار جبهه مخالف دولت بدون هیچ دلیل قانونی تعطیل و آنها که ماندند تهدید شدند؛ هیچ اقدامی برای رفع شبهه​های مطرح​شده از طرف حکومت انجام نشد و... مجموع این اقدامات در کنار هم هر فرد مردد را مطمئن می​کند که حتما اتفاقی افتاده است. نتیجه​گیری این موارد این است که یا جمهوری اسلامی نظام بی​قانونی است یا آنچه ما شاهد آن هستیم نه آن جمهوری اسلامی است که برایش خون​ها داده شد.

فارغ از آنکه در این انتخابات تقلب شده است یا نه، نحوه برخورد حکومت با معترضان هیچ شباهتی با یک جمهوری نداشت؛ در یک جمهوری با آن همه ادعای اخلاق​مداری، ابتدایی​ترین حقوق شهروندی مردمان رعایت نشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم مرداد 1388   توسط عسکری  | 
.... آن است که یا

هاشمی توسط رهبری ناک اوت شود یا

هاشمی توسط رهبری تعدیل شود یا

رهبری توسط هاشمی ناک اوت شود یا

رهبری توسط هاشمی تعدیل شود


ولاغیر.


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388   توسط عسکری  | 

بیست و دوم خرداد 1388 از آن روزهایی است که قطعا در مرور تاریخ ایران، به آن که برسند، تاملی خواهند کرد و از آن، علل رخداد، ماوقع و نتایج آن خواهند نوشت. قطعا این روز یکی از نقاط عطف تاریخ این مملکت خواهد بود. از رویدادهای حاشیه انتخابات، آنچه برای آیندگان مهم مینماید، اتفاقاتی است که از صبح روز پس از انتخابات شروع و هنوز تمام نشده است که هیچوقت تمام نمیشود.

صبح بیست و سوم خرداد، حدود ساعت پنج صبح خبر شنیدم که احمدینژاد با اختلاف بالا پیش است و به دور دوم هم نمیتوان خوشبین بود. هر چند انتظار من از نتیجه متفاوت از این خبر بود، پذیرفتم آنچه را شنیدم. چند ساعت بعد، اما، چیزهایی دیدم و شنیدم که یقینم را به شک کشاند: از مسوولان ستاد موسوی، چندین نفر دستگیر شده بودند، چند نفر لباسشخصی به ستاد موسوی حمله کرده بودند و برای مدتی ستاد را در دست داشتهاند، تمام سایتهای طرفدار موسوی فیلتر شده بودند و هیچکدام از آنها از شب گذشته خبر جدیدی درج نکرده بودند، شنیدهها میگفت موسوی و کروبی تحتنظر هستند، ساختمان وزارت کشور در محاصره و کنترل گارد بود، اساماسها قطع بود و...

اخبار منتشره در مورد نتایج که تنها از خبرگزاریهایی مانند فارس و ایرنا منتشر میشد این شک را قویتر میکرد: کروبی زیر یک درصد رای داشت (در حالی که چهار سال قبل بیش از پنج میلیون رای داشت)، از بیست میلیون رای حتی یک رای باطله هم وجود نداشت (در حالی که نتایج ابتدایی مربوط به شهرهای کوچک بود و در این شهرها با توجه به بافت اجتماعی و سواد مردم، رای باطله بیشتری وجود دارد) رای رضایی در یکی از نتایج کمتر از چند ساعت قبل شد و...

نتیجه پیگیریهای من از افراد مطلع  این بود که در هنگام اعلام آرای حدود 160 شعبه در تهران، نمایندگان موسوی حضور نداشتهاند و در نهایت آنچه اعلام شده از آرای واقعی متفاوت بوده است.

برداشت شخص من (فارغ از موضعگیریهای کاندیداها و طرفدارانشان) این است که جابجایی آرا واضح است؛ این که چه مقدار بوده است الله اعلم. نتیجه این گزاره این است که حتی اگر میزان تغییرات در ابعادی نباشد که ریاستجمهوری احمدینژاد را سست کند، نفس تقلب به نفع رییسجمهور صلاحیت ایشان را زیر سوال میبرد، چرا که لااقل پس از گذشت چهل روز از انتخابات، ایشان حتما در جریان واقعیتهای رخداده در مجموعه تحت کنترلشان قرار گرفتهاند.

پروسه بازشماری آرا هم آنقدر عجیب بود که نه تنها شکی را مرتفع نکرد که خود شبهههای جدیدی اضافه کرد: انتخاب کسانی که وابستگیشان به جناح راست اظهر من الشمس است به عنوان افراد بیطرف و آشکارشدن رایهای تانخورده جلوی دوربینها تنها نتیجهای که در پی داشت همانی بود که حدس آن کار سختی نبود: «انتخابات تایید شد»

اعلام نتایج با این کیفیت وقایع تلخی در پی داشت که نشان داد آنها که سالیان سال در روز رای در خانه مانده بودند و ناگهان برای اعلام وجود آمده بودند، مثل آنهایی نیستند که هر سال دعوتی را لبیک میگویند وکاری به نتیجه رای خود ندارند و نفس حضور را حماسه میپندارند. اینها نیامده بودند که رایشان شمرده شود و سپس بشوند خسی و خاشاکی.

حکومت از آن روز با طیف جدیدی از معترضان مواجه شد که مفت رای ندادند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388   توسط عسکری  | 
این چند روزه اخباری مبنی بر تعطیلی بازداشتگاه هایی می رسد. خبر تعطیلی بازداشتگاه البته خود خبر مثبتی است چرا که نشان دهنده آن است که حکومت پذیرفته است که این ره به ترکستان است. اما تا زمانی که تفکری وجود داشته باشد که تنها به دلیل آنکه قدرتش را دارد خود را مجاز می داند هر صدای مخالفی را سرکوب کند، تعطیلی بازداشتگاه بی معنی است.

اینجا را ببندند، جای دیگری باز می شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388   توسط عسکری  | 

پلکان-ناخورده باده

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388   توسط عسکری  |